خبرگزاري سينماي ايران (راه فيروزه)
وبلاگ شماره 7 از مجموعه وبلاگهاي زنجيرهاي براي معرفي خبرگزاريهاي ايران
- شما یکی از مؤلفههای «سینمای ملی» را توفیق در جذب مخاطب عام میدانید؟
· حتماً یکی از مؤلفههایش نه همه ظرفیتش ارتباط با مخاطب گسترده است این را هم هدف فرهنگی گوشزد میکند و هم هدف اقتصادی. متاسفانه امروز بخش قابل توجهی از ظرفیت سینما، سینماي خوب و درست ایران با همه جایگاهی که در سطح جهان یافته، هنوز فعال نیست ما علاوه بر مخاطبانمان در سطح ملي و در داخل كشور از مخاطبانمان در جهان ایرانی و از حوزه تمدنی و فرهنگی مشترکمان که از آن به عنوان کشورهای عضو اکو یاد میکنیم غافل هستیم طیف وسیعی از مخاطبان همخانواده ما با مزیت فرهنگ مشترک و حتی گاه مزیت بالای همزبانی، بدون نیاز به ترجمه یعنی فارسزبان و ترکزبانان كه در این جغرافیای بههم پیوسته منطقه، جهان مشترک و تمدنی ما را شکل میدهد اینها لایه اول مخاطبین ما هستند. جهان اسلام با شیفتگی و انتظار وافر نسبت به آثار سینمایی و هنری ایرانی و اسلامی یک خانواده وسیعتر را شکل میدهد. مجموعه ملل شرق و به شرق اضافه میکنم مجموعة کشورهای جنوب را یعنی کشورهای سه قاره آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا، کشورهای همدرد، همرنج و کشورهایی که از تهدید مشترک رنج برده و از تهدید مشترک آسیب دیدهاند و همین امروز هم تهدیدات و فرصتهای مشترکی فرا راه آنهاست. اینها را مخاطبان اولویت سوم یا هم خانوادههای حوزه آرمانی میتوانیم بنامیم و البته فراتر از این سه لایه مخاطب، کلیت جهان است. باکی نداریم که بگوییم سینمای ملی ما بهترین پاسخ از سوی ما برای مخاطب جهانی است حتی در مغرب زمین و در کشورهای شمال، کشورهای ثروتمند که در یک تقسیمبندی خودشان را جزو کشورهای شمال تلقی کردند و دیگران را کشورهای جنوب. آنها هم مخاطب این سینما هستند. طیف وسیعی از مخاطبین فرا راه ما است و ما باید بکوشیم به دو دلیل به سینمای اولاً پرمخاطب و جذاب برای طیف وسیع مردم و دوماً ارزشمند از نظر مفاهیم و مضامین دست پیدا کنیم یک به دلیل احیای اقتصاد این سینما، دو به دلیل ارتقای فرهنگی این سینما که دو هدفی است که از ابتدای راه ما اینها را فهمیدیم و بیان کردیم و به منظور این دو هدف هم برنامههایی را طراحی کردیم و در حال اجرای بخشهایی از آن برنامهها هم هستیم.
- در طول این سه سال که از زمان مدیریت شما می گذرد، آیا در این زمینه به نتایجی هم رسیده اید؟
· ما در حال حاضر 4 طرح جامع را در دستور کار خودمان داریم طرح جامع تولید ، طرح جامع فناوری تولید و پخش ، طرح جامع فضاهای نمایش و سالنهای سینما و طرح جامع اکران و پخش . اولاً طراحی این طرحها و برنامهریزی در این زمینهها کار یک شب و یک روز و کار سهلی نیست. دورهها و ایدههای مختلفی را باید برآیند بگیریم طیفی از اهالی سینما، صاحبنظران دلسوز، مدیران دورههای مختلف، تجربهها و نسخههای متعددی که برای سینما پیچیده شده و گاه برخی از نسخهها به مشکلات سینما افزوده. در دورهای گمان شده که سینما امری است صرفاً متعلق به بخش خصوصی و سرمایه این بخش و فعالیتی است خودگردان که نیاز به سرمایههای دولتی ندارد و حتی به سرمایههای دولتی به عنوان مزاحم نگاه شده و این موجب شده که دولت سرمایه اصلی را برای سینما به صحنه نیاورد و گاه پارهای از افراد رندانه شانه خالی کنند از مسئولیتهای بزرگی كه برعهده آنها است. یک دیدگاه در میان کارشناسان سازمان مديریت و برنامهریزی حاکم بود که هر زمان از بودجه برای سینما صحبت میکردی میگفتند سینما موضوعی است مربوط به بخش خصوصی. من معتقد هستم که طرح اصل 44 در حوزه فرهنگ، هنر و به ویژه مقوله سینما باید با تاملاتی روبرو باشد و برخورد شتابزده میتواند در جهت انهدام سینما نتیجه دهد.
- یعنی اگر فیلمی بخواهد بدون کمک دولت و یارانه خرج خودش را در گیشه در بیاورد، در روند تولید فیلمهای با ارزش اختلال ایجاد میکند؟
· من به سرمایهگذاریهای بزرگ مستقیم و غیرمستقیم دولت در سینما به دلایل مختلف فرهنگی و اقتصادی معتقد هستم. سالهاست اقتصاد سینما در نازلترین حد ممکنه است. بیش از یک دهه است که این نزول ادامه دارد ما امروز از یک سینمای فرسوده و پردرد و رنج به لحاظ توان اقتصادی و از یک صنعت به حاشیه افتاده، یک صنعت در حال ورشکستگی صحبت میکنیم الان مهمترین تلاش ما برای احیای این بیمار باید باشد.
- برخی میگویند اگر دولت کنار باشد این بیمار احیا میشود.
· این اتفاق که افتاده و دولت بویژه در یعضی دورهها تقریبا کنار کشیده اما نتیجه معکوس بوده و سینما هم از لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ اقتصادی بشدت آسیب دیده، با نسخههایی اشتباه گاه این اتفاق حتی تشدید شده. ما در مقطعی به صحنه آمدیم که تقریبا در انتهای دوره واگذاریهای افراطی امور تولید و پخش به عرصههای بخش خصوصی بود مقطعی که مدام حتی از حذف و نه کاهش تصدیگری دولت صحبت میشد! و اگر بنا بود ثمربخش باشد باید موجب رونق شده بود در حالیکه شبکه نمایش خانگی دچار اضمحلال شده بود، اکران در سینمای حرفهای در حضيض بود و دچار ضعف و تزلزل مفرط و بدتر از آن وضعیت سختافزار بود، تجهیزات و فناوری تولید و پخش و از همه بدتر فضای نمایش و سالنهای سینما امور مهمی که اگر بخش خصوصی به تنهایی میتوانست باید سامان میگرفت. سالنهای سینما حداقل 150 سالن از 300 سالن وضع موجود یعنی 50 درصد سالنهای سینمای کشور در اختیار بخش خصوصی است. چرا بخش خصوصی در این سالهای سپری شده لااقل برای این زمینه یعنی بازسازی سینماهای خود سرمایهگذاری نکرد؟ چرا در حوزه لابراتوارها و فناوری و تجهیزات بویژه تکنولوژی فضای مجازی همه منتظر هم بودند و به بهانههای واهی از بار مسئولیت شانه خالی میکردند اینها همه به این دلیل است که زیرساختهای این اقتصاد چنان ضعیف است که اجازه نمیدهد کسی بتواند در آن ریسک کند و بدون حمایت دولت این زیرساختهای مهم ساخته نخواهد شد. سرمایههای بزرگی باید از سوی دولت برای سینما گذاشته شود هم برای اعتلای فرهنگی و هم در جهت احیای اقتصادي و تحکیم زیرساختهای این صنعت، به صحنهآوردن امکانات و فراهم کردن فرصتها و ایجاد فضای امیدبخش، گردش اقتصادی جدی و رونق عرضه و تقاضا با سامان شبکه گسترده توزیع و اکران اري كه به ميزان قابل اعتنايي در اين دوره و در اين دولت به عمل آمده و به ميزان بيشتري مدنظر است و انشاءالله صورت خواهد گرفت. طبیعتاً از این پس هر دولتی در ایران، چه دولتی باورمند به حضور بیشتر بخش خصوصی یا کم باور نسبت به این مسئله چه دارای گرایشات اینگونه یا آنگونه تفاوتی نمیکند او بعنوان نماينده حاكميت و بعنوان مدعيالعموم باید حقوق مردم و نیاز مردم را نسبت به یک سینمای اخلاقگرا، هویتطلب و خانوادهگرای اصیل و شریف که مانع از گسستهای مختلف نسلی و فرهنگی و اجتماعی و مانع از پریشانی ملی باشد، تامین کند و این همه را از فعالان عرصه سینما بخواهد و عمدتا پیگیری و مطالبه کند و صد البته برای این مهم وظایف خودش را نیز انجام دهد.
- پس به اعتقاد شما اگر دولت از نظر اقتصادی و کمکهای مالی هم خودش را از سینما کنار بکشد، در موضع نماینده مردم و مطالباتی که از سینماو فیلمسازها دارد کنار نخواهد رفت، در این صورت پول را نمیدهد و قصۀ نظارتها هم پابرجاست!
· یعنی هم پول را ندهد و هم صرفاً و ممیزانه یک مطالبه یک سویه از اهالی سینما داشته باشد این که دیگر اصلا انصاف نیست من از ابتدا گفتم تا برای معاش سینمای ایران تلاش نکنیم آنها برای معاد مشترک ما تلاش نخواهد کرد. امروز همچنان باید برای معاش این سینما تلاش کرد امروز باید برای یک رونق اقتصادی در سینمای ایران تلاش کرد امروز حتی به منظور ارتقاء فرهنگی و تحولات ارزشی باید برای احیای اقتصادی سینمای ایران تلاش کرد. اما فردا قاعدۀ خود را دارد فردا ممکن است نیاز به چنین حجم سرمایه گذاری مستقیم مالی در تزریق گسترده اعتبارات از سوی دولت نباشد که حاکمیت صرفاًٌ از طریق مشوق های حمایتی مطالبات مردم را پیگیری نمی کنند بلکه وقتی چرخ یک فرآیند چرخید و رونق گرفت آن کارها، وظائف و تکالیفی را که بر عهده دارد اجرا خواهد کرد اما امروز قصه همانیست که گفتیم. لذا در این چهار طرح جامع فضای نمایش، فناوری، تولید و اکران اقدامات عملی را در یک سطحی هم در دستور کار داریم هم در حال تکمیل آن هستیم و عجلهای هم برای نهایی اعلامکردن آنها نداریم چون نه عقل کل هستیم و نه به همه رموز پی بردهایم و نه همه آسیبها را شناختهایم و یا همه راهحلها را یافتهایم بلکه به تدریج در حال شناختهای بیشتر در این زمینهها هستیم. اما پرواضح است که بخشی از آنها را باید اجرا میکردیم که کردیم. احیای شرایط نمایش و فضای نمایش و سالنهای سینما از مهمترین مسائلی بود که در این دوره در دستور کار قرار گرفت. بازسازی سالنها به دلیل ایجاد جاذبه برای مردم که سالن سینما را برای یک فرصت پرکردن فضای فراغت انتخاب کنند، رنج سفر درون شهری را بر خود هموار کنند و علیرغم مشکلات مختلف به سالن سینما بیایند تا چرخ اقتصادی سینما بهتر بچرخد و از این امید افزایش یافته سرمایهگذار، تهیهکننده، کارگردان و عنصر مولفی که در این زمینه به صحنه آمده بهره بگیرد و این موجب شود که او پاسخ بهتری به نیازهای واقعی و مشترکات فرهنگی جامعه و مطالبات اهالی سیاست و دیانت و حاکمیت بدهد به کسانی که به هر حال حاکمیت ملی، مقاصد ملی و آرمانهای ملی را جستجو میکنند و همینطور مقوله طرح حمایت از اکران که امسال در دستور کار قرار گرفت، بویژه طرح حمایتی اکران هم زمان فیلمها در سراسر کشور. متاسفانه در طی سالیان متمادی، اکران در شهرستانها به امری رهاشده تبدیل شده بود. بخش قابل توجهی از سالنهای سینما، حدود 150 سالن سینما در کشور حتی برخی سالنهای بازسازیشده از داشتن فیلم روز محروم بود، فیلم مناسبی که با توجه به شرایط فرسودگی و خاطره مخروبگی سابق سینما بتواند لااقل به دلیل فیلم روز و اکران اول ایجاد جاذبه کند. امروز طرح اکران حمایتی در دستور کار ماست و در حال اجرا است و آماری که امروز شما میتوانید در رونق و حادثه پدید آمده در اکران شهرستانها به دست بیاورید و آنها را شاهد و مثال بگیرید نشاندهنده نتایج بسیار ثمربخش این طرح است. یا تلاش در جهت حمایت از اکران فیلمهای ارزشمند فرهنگی که مدتی است در حال اجراست. گاه یک فیلم ارزشمند فرهنگی میبایست با تبلیغات بهتر و برنامه متناسبتری از سوی پخشکننده و مجموعه کسانی که در این زمینه موظف هستند عرضه شود از خود سازندگان و عرضه کنندگان فیلم گرفته تا مدیریتهای متولی سینمای کشور، من همینجا باید تأسف خود را از اکران نامناسب فیلم ارزشمندی همچون بههمینسادگی در سینماهای سطح کشور اعلام کنم که از سوی پخشکننده هیچ برنامهای برای اکران این فیلم در سینماهای شهرستانها در دست نبود و اجرا نشد و این فیلم صرفا در تهران آنهم با حمایت جدی و پیگیریهای مستمر ما به نمایش در آمد! به راستی چرا چنین فیلمهایی را که مردم باید در سطح کشور و بطور وسیع ببینند اینگونه ضعیف عرضه میشود؟ این را ناشی از همین آسیب میدانم، بیتوجهی به اکران بویژه اکران شهرستانها، بیتوجهی به طیف وسیعی از مخاطبین ما در سطح کشور که حق دارند فیلمها بويژه اینگونه فیلمها را سریعتر و وسیعتر ببینند نه اینکه بعنوان شهروند درجه دو و سه به حساب آیند و یا کلا محروم شوند. لذا امروز ما برای رونق اکران و احیاء اقتصادي و فرهنگي سینما دو شعار داریم یا به تعبیری سه شعار 1- هیچ سینمایی در کشور در وضع موجود بیفیلم روز نماند، 2- هیچ فیلم ارزشمند فرهنگی بیسینما نماند و 3- هیچ جمعیت و هیچ مردم و شهری بیسینما نمانند. لذا در جهت ساخت و ساز سالن سینما برای شهرهای فاقد سینما هم طرحهایی را به هیات محترم دولت ارائه دادهایم که به یک عنایت جدی و عزم جمعی بین بخش دولتی، بخش عمومی و بخش خصوصی نیازمند است و همینطور در حوزه بازسازی سالنها و افزایش سینما در بعضی شهرهایی که از سینماهای یک سالنه برخوردار هستند و این سالن میتواند به دو سالن تبدیل شود که امکان بیشتری برای مردم پدید آید و البته در کنار اینها طرح جامع تولید است فراخواندن کسانی که برای سینمای ایران باید سرمایهگذاری کنند بویژه برای تولید فیلم، يعني بسیاری از نهادها و دستگاههای دولتی، عمومی و خصوصی.
در پايان گفتگو، درباره كتابتان و دلايل نگارش و مختصاتش از زبان خودتان بيشتر بشنويم...
. در کتاب در مسیر سینمای ملی، طرحی برای اکنون شما با ذینفعان از سینمای ملی و ذینقشان در سینمای ملی روبرو میشوید و در ازای نفعها، نقشها را بازخوانی میکنید بویژه نقشهای 5 لایه نيروها و عناصر اصلی فعال در سینمای ایران را که از آنها به عنوان صفها یاد شده و بخش خصوصی اصلیترین آنهاست. شما در اين كتاب میتوانید از یک سو با آن 4 طرح جامع آشنا شوید و از سوی دیگر با 5 سطح فعالانی که میبایست در این 4 طرح تشریک مساعی و اقدام نمایند اگر از سطح اول یعنی مدیریت سینمای کشور و مجموعه وابسته به این مدیریت مثل بنیاد سينمايي فارابی، مرکز گسترش، انجمن سینمای جوان، مؤسسه رسانههای تصویری، مؤسسه سینما شهر و... بگذریم در سطح دوم تعدادی از سازمانها را میبینیم که به کاری موازی با این مدیریت مشغول هستند ولی بعضی از نقشهای خودشان را به حد کفایت انجام نمیدهند یا با یک برنامه مشترک حرکت نمیکنند. صدا و سیما جزو این ها است، حوزه هنری هم همینطور. مؤسسه فرهنگی شاهد، بنیاد مستضعفان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و سازمانهای متعدد دیگر. اینها میتوانند در یک همگرایی و همافزایی و یک کار مشترک با مدیریت سینمای کشور موجب ساماندهی و رونق تولید شوند بجای آنکه موازیکاری و یا خنثیسازی کنند بدنبال اینها و در سطح و لایه سوم شما دستگاههایی را دارید و نهادها و موسساتی را که در عرصه تعلیم و تربیت و آموزش و پژوهش و نظریهپردازی نقشهای ویژهای دارند از آموزش و پرورش گرفته تا آموزش عالی تا فرهنگستانهای علم و هنر و ادبیات تا رسانههای ارتباط جمعی، نشردهندگان و بسطدهندگان فکر و اندیشه و پیام که افکار عمومی را میسازند و تا گروههای مرجع و گروههای نخبه که من انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران را جزو گروههای مرجع و نخبه میبینم و بسیاری دیگر از گروههای مرجع علمی و فرهنگی و معرفتی و تا حوزههای علمیه، نهادهای علمی و دینی که چه در زمینههای خاص هنر و سینما و چه در کلیت میتوانند و میبایست کمک حال باشند بویژه در تبیین گفتمان سینمای ملی. گفتمان سینمای ملی را اهل نظر باید تئوریزه و تبیین کنند مبتنی بر حکمت و میانی زیباییشناسی ایرانی و اسلامی و نگاه معرفتی اهالی دانشگاه و حوزه در این سرزمین. لذا هم در نظریه پردازی و پژوهش و آموزش و هم در الگودهی و تولیدات نمونه این دستگاهها مسؤولند، به خصوص در زمینه آموزش نیروی انسانی که میدانیم گذر همه سینماگران کشور به آموزش و پرورش میافتد، و احیانا از هنرستانها و آموزشگاههای آزاد سینمایی و دانشگاهها. در تکمیل شخصیت اینها و در شکل دادن آمال و آرزوهای این ها همه دستگاههای موثر در تعلیم و تربیت و آموزش سهیم هستند. به همان اندازه که مدیریت سینمای کشور در یک سطح دیگر و یک مقطع دیگر میبایست برای نیروی انسانی برنامهای داشته باشد و خدماتی ارائه بدهد آموزش و پرورش، آموزش عالی و خیلی از دستگاههای دیگر ميبایست قدمهایی را برداشته باشند. بعد از اینها در لایه و سطح چهارم شما با دستگاههای عمومی و فعال کشور روبرو هستید که از آنها به عنوان فعالان عرصه توسعه و پیشرفت همه جانبه کشور یاد میکنیم. دستگاههای اجرایی و وزارتخانههای مختلفی که هر کدام در یکی از امور مهم فعالیتهایي را پیگیری میکنند یکی در امر کشاورزی، دیگری در امر صنعت، آن دیگری در حوزه نفت، آن یکی در تجارت، راه، سلامت و بهداشت و فعالیتهای بسیار دیگر. حتماً موضوعات مشترکی فیمابین این عرصهها و سینمای ایران وجود دارد که میبایست سرمایهگذاری مشترک صورت گیرد و در یک همافزایی و یک تفاهم بینبخشی فیمابین متولیان سینما و سینماگران کشور از یکسو و آن دستگاهها از سوی دیگر برنامههای جامعی برای تولید و پخش بوجود آید بویژه تولید آثاری که بتواند متبلورکننده و عیانکننده بسیاری از آرزوها و دستاوردهای جامعه ایرانی باشد از عمق تاریخ تا امروز و همینطور برای مردم نسبت به حوزهها و موضوعهای مورد اشاره افکارساز و رفتارساز باشد. امروز تولید ملی در کشور فیالمثل تولید علم بدون تلاش دستگاههای موثر در فرهنگسازي، رسانههای ارتباط جمعی و سینمای کشور میسر نیست تا ما برای مردم بویژه نسل جوان از تاریخ دانش مسلمین و تاریخ علم در ایران و تمدن ایرانی و اسلامی به شکل متناسب آثاری را در سطح رسانههای مؤثر و فراگیر سمعی و بصری و سینماییمان عرضه نکنیم و تا نشان ندهیم که ما دیروز در قله بودهایم باور اینکه امروز هم میتوانیم به قله علمی برسیم و به مرجعیت دیگرباره علمی دست یابیم آنگونه که باید پدید نخواهد آمد. تا تلاشهای امروز دانشمندان جوانمان به خوبی تصویر نشود و ضرورت تولید ملی علم و صنعت و تولید هر کالای ملی دیگر به نمایش در نیاید این امور مهم مورد توجه قرار نمیگیرد نه محقق و صنعتگر و فعال در راه و مواجه با موانع موجود انگیزه چالش بیشتر خواهد یافت و اراده بیشتری برای گذر از موانع فراراه به او القاء خواهد شد و نه مخاطبینی که میبایست پای در این راه بگذارند مشتاقانه به این راه قدم خواهند گذاشت و طیف وسیعی از مسائل دیگر. به هر حال سینما با پیوند با موضوع کار این دستگاهها میتواند و میبایست وظیفه خودش را در قبال پیشرفت و توسعه ملی ایفا کند و در انگیزش اجتماعی و تشکیل و تحکیم عزمهای ملی نقشآفرین باشد. و اما بازیگران اصلی و در سطح پنجم که اگر همه باشند و آنها نباشند هیچ کاری صورت نخواهد گرفت سینماگران، همانان که عناصر اصلی و مولفین این صحنه هستند و همه این موضوعات مهم و نیازهای ملی و پاسخ به این نیازها از درون جان و روان آنها باید بگذرد و برای آنها باید هر امری وجدان شده باشد و همه این آمال و آرزو و باوری که مدیران در کشور جستجو میکنند باید به باور آنها تبدیل شده باشد که اگر مدیران موفق نشده باشند آمال خودشان را به آمال آنها تبدیل و منطبق کنند قطعاً در اعمال مدیریتشان ناکارآمد بودهاند و خواهند بود. مدیر فرهنگی وقتی موفق است که بتواند آمال و آرزوهای ملی را به عموم مخاطبین خودش تسری دهد بویژه به هنرمندان. مخاطبین یک مدیر فرهنگی در سطح نخست اهالی هنر و هنرمندان هستند، يعني مولفین و مصنفین و سرمایهگذاران اصلی در سینما. در کتاب در مسير سينماي ملي طرحی برای اکنون از چند صنف مهم و جدی سینماگر یاد کردهایم که البته این به معنی نادیده گرفتن دیگر صنوف نیست از تهیهکنندگان، فیلمنامهنویسان، کارگردانان، پخشکنندگان و سینماداران به عنوان اصلیترین عناصر و صنوفی که در این کتاب به آنها توجه شده یاد کردهایم و کوشیده شده تا با پیشنهاد وظایفی و در واقع تبیین کار مشترکی که فیمابین ما و آنها مطرح است بتوانیم در مسیر سینمای ملی گام برداریم و به نتایج جدیتر نایل آییم. به هر حال در این کتاب کوشیدهایم تا لایههای مختلف و سطوح گوناگون عناصر و بازیگران اصلی و فرعی را ببینیم و رابطه بین ذینفعان و ذینقشان را تعریف کنیم یعنی هم مطالبهكنندگان از سینماگران بدانند که اگر در سینمای ایران ذینفع هستند نسبت به سینما و سینماگران کشور نیز ذینقشند و هم سینماگران که از کشور و سرمایهها و منابعش ذینفعند آنها هم نسبت به نقشهایشان در قبال کشور و منافع و مصالح عمومی و فرهنگ و هویت ملی و پیشرفت و امنیت جمعی معترف باشند به سخن دیگر هیچ اهل سیاست و اهل دیانتی بدون ایفای نقش خود و وظیفه خود در قبال سینمای ایران یک طرفه مطالبه تکلیف از سینماگران و اهالی فرهنگ و هنر این سرزمین نداشته باشد و متقابلا سینماگران نیز. من اشاره میکنم به کلام ظریف و عمیق مقام معظم رهبری در دیدار با سینماگران در سال 85 ایشان فرمودند گاه یک سینماگر، یک کارگردان، یک اثری را خلق کرده و ما ممکن است به آن نقدهایی داشته باشیم یا تعارضهایی را ایجاد کرده باشد هرگز اندیشیدهایم که آيا ما تکالیف خودمان را در قبال او انجام دادهایم؟ آیا ما وظایف لازمه و هزینههای مربوطه را چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی برای او انجام دادهایم که صرفاً از او مطالبه کار خوب و بیعیب میکنیم و همان جا اشاره کردند به دستگاههای مختلف که وظیفه دارند برای سینماگر این سرزمین محیط خلاقیت و فضای غنی و انگیزهبخش ایجاد کنند. واقعا بدون یک فضای غنی انگیزه بخش و بیان لیست متناسبی از نیازهای واقعی کشور و تشریک مساعی و به تعبیری برداشت مشترک بین مدیران و سینماگران ما حتماً موفق به نیل به مقاصدمان نخواهیم شد و به برداشتن گامهای عالیتری توفیق نخواهیم یافت و لذا شکلدهی یک فضای غنی انگیزهبخش و تلاش در راستای تبیین مشترک لیست نیازهای واقعی کشور از وظایف مدیران و حاکمان است که امید است قرین توفیق باشد به هر حال بیان رابطه بین ذینقشان و ذینفعان مبنای نگارش کتاب طرحی برای اکنون یا در مسیر سینماي ملی بوده و طراحی این طرحهای چهارگانه که از آنها یاد کردم و تلاش سه سالهای که این مدیریت در اجرای این طرحها به قدر وسع خودش و به میزان فرصت و مجالی که داشته علیرغم تخطئههای بسیار، هجمههای گوناگون و حتی تهاجماتی که از هر دو سوی طیف به سوی او صورت گرفته و او میدانسته که باید همچنان اصولگرایانه و آزاداندیشانه صبوری کند که کار بزرگ با صبر و تدبیر و از خودگذشتگی و به تعبیری با پهلوانی حاصل خواهد شد. بههرحال وقتی از فرهنگ و هویت پهلوانی به عنوان مقصد و مقصود سینمای ملی یاد میکنیم قدری باید خود نيز پهلوانی را پیشه کنیم یا نه؟
والسلام علکیم
گفتوگو از : امير قادري و نيما حسنينسب
کپي برداري از مطالب خبرگزاري خليج فارس ترجيحا با ذکر منبع باشد.
All Rights Reserved 2008-2010 © by ircn.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM
All Rights Reserved 2008-2010 © by ircn.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM